تبليغاتX
خاطرات یک نق نقو -
دوشنبه دهم دی 1386

وداع آخر!!!

 

همگی خوش آمدید

 

از آنجا که علی نق نقو اهل پارتی بازی نیست پس از آنکه قرار شد انوشیروان کنگرلو  و کریستین امانپور با این بزرگ مرد عرصه طنز تاریخ ایران گفتگو کنند تصمیم بر این شد که سایر رسانه ها ی بین المللی هم در این کنفرانس خبری شرکت کنند که با هم مشروح آنرا میخوانیم:

بی بی سی:شما از چه زمانی طنز را شروع کردید؟

نق نقو:من از بچگی اهل طنز بودم مثلا جام رو خیس میکردم و از حرص خوردن مادرم کلی میخندیدم اون موقع بود که فهمیدم استعداد طنز دارم!!

امانپور:دیگران هم از کار شما خند شون میگرفت؟

نق نقو:بستگی داشت. مثلا پدرم بهم پول میداد تا به دوستاش فحش خواهر ومادر بدم بعد هم کلی میخندید و قربون صدقه شیرین کاریهام میرفت!!

صدای امریکا:این همه شیرین کاری رو از کجا آوردی؟

نق نقو:من با رادیوهای مخالف نظام مصاحبه نمیکنم!

رادیو زمانه:چطور شد که تصمیم گرفتی وبلاگ بنویسی؟

نق نقو:والله دکتر مجید ... یکی از اساتید علوم ارتباطات  از سوتی های من خبر داشت ایشون برام همین وبلاگ رو زد اون معتقد بود حیفه که این سوتی ها در سینه تاریخ دفن بشه!

کنگرلو:ایشون الان هم همین نظر رو داره؟

نق نقو:فکر نکنم! چون آش اونقدر شور شد که فکر کنم از کارش پشیمون شد هرچند که خودش در پست قبلی این موضوع رو تکذیب کرده بود!

رادیو فردا:چی شد که یکمرتبه جا زدی؟

نق نقو:خوب دیدم نون بسیاری از اساتید آجر شده و دکونشون تخته شده به خاطر همین به نفعشون کنار رفتم!!!

رادیو فردا:میتونی چند نفرشون رو اسم ببری؟

نق نقو:بله استاد قاسم گلی, ماهی صفت,برادران حسینی,.. که واقعا نابغه اند!!!

رادیو ایران:شایعه شده سرویسهای جاسوسی کشورهای امپریالیستی عامل این خداحافظی زود هنگامند!!!

نق نقو:البته سرویسهای جاسوسی داخلی بیشتر نقش داشتند چون من دلم میخواست به صورت ناشناس خاطراتم رو بنویسم اما وقتی به خودم امدم دیدم تمام دانشگاه , محل کار, فک وفامیل وب من رو شناختن و هر روز سرک میکشن!!!

رادیو المان:عده ای شایعه کردن سوژه های تو ته کشیده و داری بهونه میاری؟

نق نقو:ایکاش اینجوری بود چون الان بعضی از خاطراتی که ننوشتم بیخ گلوم رو فشار میدن و مدام جلوی چشمم رژه میرند!!!

رادیو فرانسه:یعنی امکان بازگشت تو اصلا وجود نداره؟

نق نقو:به عنوان مژده باید بگم نه!البته هفته قبل وقتی کامنتها رو خوندم ونظرات صمیمانه دوستانم رو دیدم به شدت از کارم پشیمون شدم اما مرد و قولش(در اینجا علی نق نقو بغضش ترکید و چشمانش پر از اشک شد آخه برای اون سخته که دست از عادت روزانه اش که خوندن کامنتها بود برداره)

تایمز:بهترین خاطره ات کدام بود

نق نقو:این رو دیگران باید بگویند.امیدوارم اونهایی که این مطلب رو میخونند تو قسمت نظرات همه اشون یک داستان رو نام ببرند البته اگر خوششون امده باشه این نظر برام خیلی مهمه

لوموند:بهترین کامنت کدام بود؟

نق نقو:یک نفر به من گفته بود احمق!!! هر چند که میدونم کیه اما پاکش نکردم

برنامه نود:الان چه احساسی داری؟

نق نقو:به خدا قسم دلم برای همه تنگ میشه چون به همه عادت کردم. از استاد دکتر مجید... و ابراهیم نبوی گرفته تا دوستان خوبی مثل دایی احمد, غریبه,پیر پسر,مرتضی, ایلیا ,اذر قلم (جاسوس)یا مهربونهایی مثل مادر بزرگ فریبا!!! و همسر گلش سعید, کیانوش یا کسانیکه وقتی کسی من رو نمیشناخت من رو لینک کردن و تشویقم کردن مثل نیلسا,محبوبه,ماندا که هیچ پست من رو بی کامنت نگذاشت یا یاران همیشگی مثل باران ویاسی, پری مهربون, جو جو , دنیز, مرجان, یکتا, فریده, ستاره, حسینعلی قربانت شم, لیلا, نگار, غزل, سیرت, کاتالیا, هاشیم, سفیر, یه محمود دیگه, نهاله , نوید, شیوا, فاطمه, سمیه, طناز, ملیحه, رها پاییزان, مونث عاصی, الهام, سوته دل, عمو نوروز, طاها, ارمغان, پی ارا,ساراگل, افشین,امیر ,بهنام و بهار,صباََ  عسل مارال بانو ندا رامش منتظر باران سپید سارا فهیمه  اردو خانی احسان مورچه کوچولو میلاگرس اسمانی ترین دختر.... و کلی دوست خوبه دیگه

آساهی:برات سخت نیست با اینهمه دوست خوب بخواهی بری؟

نق نقو:واقعا سخته, ولی چکار کنم .اخه قرار بود من اول طنز سیاسی بنویسم اما رفتم به سمت طنز تین ایجری. باید یکجا تمامش میکردم.به قول ابراهیم نبوی که برام نوشته بود باید طنزم مشکل جامعه رو نشون بده هر چند که خودم هم اعتقاد داشتم تو همین طنز ها هم مشکلات جامعه بود ضمن اینکه درسها و امتحاناتم هم مزید بر علت شد!

کیهان:دیگه بر نمیگردی؟

نق نقو:من با کیهان  خود فروش هم مصاحبه نمیکنم!

یا الثارات:پشیمون نیستی؟

نق نقو:هر چند که تو هم برادر شغالی اما دیگه نمیشه کاریش کرد. دلم برای بعضی خاطراتم که علنی نشد میسوزه آخه حقشون خرده شد.

شهروند امروز:پس خداحافظی برای همیشه؟

نق نقو:البته یک خبر بد بدم اونم اینه که بعد از محرم شاید با یک وبلاگ جدی بیام اگه تا اون موقع دوستام فراموشم نکنند براشون دعوتنامه میفرستم البته اونجا دیگه از دختر همسایه و همکلاسی و دختر تو اتوبوس خبری نیست چون اونجا سوژه اصلی به جای دخترها احمدی نژاده!!!!

اطلاعات:آخر سر خودت رو معرفی نکردی؟

نق نقو:مثل اینکه شما حواست نیست من چون شناخته شدم تصمیم به فرار گرفتم حالا توقع داری بشینم خودم رو کامل لو بدم!!!!اما از شوخی گذشته دلم نمیخواد تصور خواننده ها نسبت به من عوض بشه. بگذار اونها همانطور که دوست دارند من رو تصور کنند. جوان, نوجوان ,قد بلند,کوتوله, متاهل, مجرد, چاق, لاغر, خوش تیپ, نا فرم,.. بگذار همینطور بمونه!!!

مدیر وبلاگ:کلام آخر؟!!!

نق نقو:از همه دوستانم تشکر میکنم بخصوص اونهایی که هفته قبل با گذاشتن کامنت و شماره تلفن میخواستن علت رفتن من رو بدونن که این محبتشون رو هیچ وقت فراموش نمیکنم یا دوستی مثل ... که با اصرار از من ادرس گرفت  و برایم 2 کتاب از استاد پزشکزاد فرستاد یا ... از همه ممنونم که با کامنتهای خودشون من رو تشویق کردن . زمانی 20 کامنت برای من یک آرزو بود ولی بعدها ....این رقم به حداقل 100 تا 140 رسید از همه متشکرم

تصمیم دارم امروز و در طول هفته پای وبلاگ باشم و به محض دریافت کامنت همونجا جواب دوستانم رو بدم !!!

 

 خدا نگهدار همتون

نوشته شده توسط علی نق نقو در 7:17 با موضوع: | لينک ثابت |