پنجشنبه هجدهم مرداد 1386
وقتي نق نقو گريه ميكند
تو واگن مترو چشم به چشم دماغ به دماغ شكم به شكم وكفش رو كفش نفر مقابل به هم ذل زده بوديم اما خداييش گوشمان جاي ديگه اي بود. جايي كه دو نفر همشهري اذري زبان با هم صحبت ميكردن.نوع احوال پرسي انها نشان ميداد كه سالهاست از هم بي خبر بودند.من بدون هيچ دخل وتصرف متن اين شنود غير اختياري را اختياري در اختيارتان ميگذارم:
ادامه مطلب
