تبليغاتX
خاطرات یک نق نقو
جمعه سیزدهم مهر 1386

مضرات یا مزایای واجبی!!!

 

سر گروهبان با عصبانيت داد ميكشيد:" یا الله !همه لخت شيد ودست راستتان رو بالا ببريد!"

نه! نگران باشيد منظور سر گروهبان لخت كامل نبود اون ميخواست كه ما لباسهاي نيم تنه بالا رو كامل در بياريم  كه ما هم امرش رو اطاعت كرديم.وبه نظم تو صف ايستاديم.

من نفر سوم صف بودم. سرگروهبان روبروي نفر اول ايستاد. يك مرتبه صداي اوخ بلند شد.صداي اوخ مربوط به سرباز اول بود كه ساق پاش مورد اصابت پوتين سرگروهبان قرار گرفته بود.سر گروهبان به ارشد گروه گفت:"براي اين مرتيكه 48 ساعت اضافه خدمت يادداشت كن " بعد رو به همون سرباز كرد و گفت"آخه مرتيكه اين زير بغله يا لونه عقابه؟!مگه واجبي يا تيغ قحطيه يا ميخواي مدل غربي موهاي زير بغلت رو فر بدي؟!"


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی نق نقو در 12:55 با موضوع: پشمی پشمی | لينک ثابت |