یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
یک شب برفی!!!
اصلا من شانس درس دادن ندارم. هر کی ندونه شما خوب میدونید که اون دفعه میخواستم ریاضی یاد بدم که چه بلای سرم امد(وقتی معلم ریاضی شدم). یک بارهم که اون ماجرای سوتی دادن تو رستوران پیش امد(مال من مال تو )و حالا اینم سومیش:
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
انتقام تند در شب!!!
تقدیم به تمام عزیزانی که عشقشان موجب آمدنم شد
یا لبش رو گاز میگرفت یا دندونهاش رو به هم میسابید.یا سیاهی چشماش محو میشد یا چشمهاش رو به هم فشار میداد. صداهای عجیب غریب از خودش در میاورد. هی پاهاش رو به هم میمالید و ناله میکرد.
ادامه مطلب
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
یکشنبه بعد منتظرتونم
با احترام به همه دوستهای خوبم اعلام میکنم بی صبرانه منتظر یکشنبه ۲۱ بهمن هستم
خودتون میایید که هیچ دست فک وفامیل دوست واشنا رو هم بگیرید و بر دارید وبیایید!!!
یک خاطره جدید و داغ براتون کنار گذاشتم!!!
